
صفحه اول و آخر از شماره ي هشتم

صفحه دوم و هفتم از شماره ي هشتم

صفحه سوم و ششم از شماره ي هشتم

صفحه چهارم و پنجم از شماره ي هشتم
دوهفته نامه صنفي، فرهنگي، اجتماعي دانشکده صنايع دانشگاه علم و صنعت
صاحب امتياز و مدير مسئول: حامد محقق
طراح گرافيکي صفحات: رئوف قاسمي
طراحي سرتيترها: راحيل حسيني، مونا خدام
همکاران اين شماره: : مهدي پوربصير، سياوش محمدي، مجتبا گل محمدي، ابراهيم تنها، هادي جهانشاهي، حسام و با تشکر از خانواده محترم رجبي و ساير دوستاني که ما را در تهيه اين مجموعه ياري نمودند
E-MAIL: Koorsu_mag@yahoo.com
تغييرات محتوايي صورت گرفته در نشريه کورسو جهت پوشش آراء مختلف، آرام آرام جلوه بارز تري به خود مي گيرد.اين شماره نيز بازتاب دهنده مقالات و نظراتي با ديدگاههاي متفاوت و گاه متعارض فکري است.نشريه کورسو ضمن احترام به سليقه مخاطبين و ديدگاه نويسندگان، مقالات انتشار يافته را لزوما مواضع خود تلقي نمي نمايد .
عليه بي تفاوتي
. مجتبا گل محمدي
تعريفِ مشهورِ ارسطو از انسان بهعنوانِ «حيوانِ سياسي» اين نکته را روشن ميکند که انسان با سياستزدودهشدن بهراستي از دايرهي انسانيّت خارج ميشود و به حيواني «بيتفاوت» بدل ميشود، يا بهواقع همان «نيلوفرخور»هايي که آدورنو و هورکهايمر در ديالکتيکِ روشنگري)بهنقل از اوديسهي هومر) از آن سخن ميگويند که ...
. علي اميدوار
احتمالا داستان آن فرمانده را که از سربازش در مورد زمان مناسب حمله سوال مي کند شنيده ايد. در اين داستان تخيلي (که نمونه واقعي آن در جامعه ما کم پيدا هم نيست!) سرباز در کمال خونسردي به فرمانده جواب ميدهد که:" وقتي دشمن حمله کرد ما عقب نشيني مي کنيم و وقتي عقب نشيني کرد ما حمله مي کنيم قربان". اين داستان نمونه عيني برخي جريان ها و فعالين سياسي دلير جامعه ي دانشگاهي ماست که پس از سوم تير و فشار هاي علني و غير علني به فعالين سياسي (به مصلحت يا به حقيقت) عطاي سياست را به لقايش بخشيده و جاي آن را به فعاليت صنفي و فرهنگي داده اند ....
. ابراهيم تنها
-- من هم بايد برم
--- من هم همين بغل دستامو ميزنم به ديوار و ...
-- خودمونيم ها خيلي خرخون شديم. هر سه تامون به نوعي داريم مي ريم سر کلاس
- خفه شو ...
. مهدي پوربصير
"توحيد غفارزاده دانشجوي دانشگاه آزاد واحد سبزوار عصر دوشنبه هفته ي گذشته به ضرب چاقوي يک دانشجوي بسيجي دانشگاه تربيت معلم سبزوار کشته شد."
خبر بسيار متاثرکننده و تامل برانگيز است، در اين گزارش جدا از تحليل هاي شخصي به بازتاب ها و واکنش هاي اين حادثه پرداخته ام....
روز سگي
. خسته دل
بازم صداي نفرت انگيزش مي خواد منو مثل يه حيوون بيدار کنه. انگار مي خواد انتقام روزاي تابستونو بگيره. با همه نفرتم خفش کردم. عقربه هاش به من دهن کجي مي کنن. باز هم وقت کمه. چشام رو به زور باز نگه مي دارم. سرم زنگ مي زنه…
شير آبو باز کردم. لوله، هوا گرفته بود ...
. حامد محقق
با تشكر از ه . ج

وقتي يک انسان مي ميرد
عصر آن روز کذايي يک چيزي سر جايش نبود. شايد هوا، شايد کلر، شايد غريق نجات، شايد خوني که به حجامت رفته بود، شايد مسابقه، شايد آن يک دقيقه و اندي، شايد تاخير اورژانس و شايد هم قلب محمدرضا.
محمدرضا مشکات دانشجوي ورودي 84 مهندسي برق روز شنبه 27/8/85 به دليل سکته قلبي فوت کرد. به همين سادگي و کوتاهي. به کوتاهي همين جمله، و عمرش نيز...
کشکول فورس ماژور يا ما اينيم ديگه

شرم
همونطور که تو نمودار هم مشاهده ميشه، مطابق انتظار دوره 82 به عنوان شرم دانشکده عمل کرده و با 17 نفر، بدترين عملکرد رو داشته... بعترين وضعيت متعلق به دوره 84 ميشه که با 9نفر بين چهارتا دوره آخر شده، ولي با توجه به پتانسيل موجود تو اين دوره وضعيت اصلا قابل قبول نيست، چه بسا اسف بار است!
...